نگاهی به ایلات و طوايف ساكن در استان كرمانشاه در طول تاریخ + تصاویر

به قلم ایوب صفری

بررسی تاریخی باهدف بازشناسی تاریخ و پیشینه ایلات و طوايف و عشاير ساكن در استان كرمانشاه، قطعا با مشکلات جدی همراه بوده و بی گمان، تتبع در این موضوع، نمی تواند با نتایجی دقیق و مقرون به واقعیت همراه گردد چرا که اولا درمورد تاریخ کرمانشاه پیش از اسلام و حتی سده های نخستین دوران اسلامی، اطلاعات و منابع تاریخی بس اندک است و تقریبا از ایلات و عشایر هیچ نامی وجود نداشته و تا این مقطع زمانی، تنها می توان از اقوام ساکن در کرمانشاه نام برد و نه ایلات، طوایف و عشایر… ثانیا: مشکل عمده دیگر، در تغییرات قلمرو جغرافیایی استان کرمانشاه است که در بلندای تاریخ خود، همیشه داری قلمرویی بزرگتر و یا حتی کوچکتر از امروز بوده و گاه نیز در تقسیمات جغرافیایی، اثری از آن باقی نمانده چراکه در ایالت های بزرگتر بمانند ایالت عراق عجم، ادغام گردیده است و درنتیجه، امروزه بازشناسی مباحث تاریخی محلی و ازآنجمله موضوعات اجتماعی مربوط به این استان، به خوبی ممکن نمی گردد.

تاریخ ایلات و عشایر کرمانشاه

علاوه برآنچه اشاره شد، باید به مهاجرت های ایلات و عشایر و سکونت گاه های مختلف طوایف اشاره کرد که یکچند ممکن است در استان کرمانشاه امروزه، ساکن بوده و در بقیه ازمنه، در خارج از این استان ساکن گردیده باشند. اوج و افول ایلات و نابودی کامل بعضی از عشایر که امروزه تنها نامی از برخی از آنها باقی است، مشکل دیگر پیش رو است و بالاخره، تغییرات نام ها و بلکه اشتباه در ذکر اسامی و بلکه اشتباهاتی بزرگتر چون اشتباه در محل سکونت که در منابع تاریخی مشاهده می شود، را باید سد پیش روی محقق تاریخ اجتماعی کرمانشاه و بخصوص تاریخ ایلات و عشایر دانست.

علیرغم مشکلات پیش گفته و دهها معضل دیگر(و بخصوص ضعف منابع موجود، عدم تحقیق مشابه و فقدان علاقمندی محققین به چنین موضوعاتی)، نوشتار ذیل برآن است تا نگاهی اجمالی و محققانه به تاریخ ایلات و عشایر و طوایف ساکن در کرمانشاه انداخته و لیستی از آنها را به استناد منابع معتبر، ارائه نماید.

http://axgig.com/images/34277446861368074364.jpg

اقوام، ایلات و طوایف ساکن در کرمانشاه در دوران پیش از اسلام

درخصوص ایلات و طوایف ساکن در کرمانشاه در دوران پیش از اسلام، باید تصریح شود که بی گمان هرگونه تحقیق منسجم در موضوعات اجتماعی ایران پیش از اسلام، ابتر بوده چه رسد به آنکه موضوع بحث، تاریخ محلی و مربوط به یک استان باشد و آن هم موضوعی بمانند ایلات و عشایر؟! اما به پشتوانه نام بلند و اثربخش کرمانشاه در تاریخ، می توان از اقوام ساکن در کرمانشاه در دوران باستان، سیاهه ای را فراهم ساخت و از آنجمله می توان مدعی بود که لولوبی ها و میتانی ها از جمله اقوام پیش از آریایی ساکن در استان کرمانشاه هستند که به ویژه میتانی ها تا دوران ورود قوم آریایی، ساکنان شهر کرمانشاه بودند.

درخصوص ساکنان دیار کرمانشاه در دوران پیش از ورود قوم آریایی البته باید به عیلامی(ایلامی) ها نیز اشاره نمود که تمدنی نامبردار داشته و در اوج قدرت، قلمرو ایشان از خوزستان تا شاهراه غرب به شرق که از کرمانشاه عبور میکند، امتداد داشته است. درحقیقت، تپه چغاگاوانه در اسلام آباد غرب، سندی است از اینکه یک دژ و شهر معتبر مرزی متعلق به ایلامی ها در این نقطه وجود داشته که حتی بیش از تاریخ ایلامی ها هم قدمت داشته و پابرجا بوده است تا آن هنگام که در حدود یکصدسال پیش از ورود آریایی ها، آشوری ها به قلمرو ایلامی ها تاختند و موفق شدند تمدن ایلام را یکسره نابود کنند، این شهر مرزی نیز در نهایت تسلیم خشم آشورنصیرپال گشته و در آتش سوخت و به کلی نابود گردید. امروزه آثار سوختگی در دیواره های قلعه(که در تپه چغاگاوانه مستتر است) خودنمایی کرده و قابل مشاهده است.

با ورود قوم آریایی به ایران، قوم قدرتمندتر ماد، ساکن نواحی کرمانشاه تا همدان و بعدها تا آذربایجان و ری و اصفهان نیز توسعه یافت. آنچه مسلم است، قوم ماد را جد کردها و عموم ایلات و طوایف امروز ساکن در استان کرمانشاه می دانند. نکته قابل توجه آن است که از 6 تیره یا عشیره قوم ماد، تیره مغ ها که بعدها به روحانیون آیین زرتشتی مبدل شدند، در بیستون و کرمانشاه ساکن بوده اند و ایشان را باید اولین عشیره یا طایفه ساکن در کرمانشاه دانست که در تاریخ نامی از ایشان در دست است.

درخصوص ایلات و عشایر بعدی ساکن در کرمانشاه، اطلاعات بیشتری در دست نیست جز آنکه تا ورود اسلام، همین اعقاب قوم ماد که بعضا پهلویه هم نامیده شده اند(به جهت زبان خاص پهلوی رایج در شمال غرب ایران)، سکونت داشته اند. البته عموم محققین کرد برآنند که در دورهای پیش از اسلام(همانند دوره هخامنشی، اشکانی و ساسانی)، قوم کرد و اکراد ساکنان کرمانشاه بوده اند که این مدعا بیشتر متکی به دلیل و شواهد است تا نقل و سند.

‌ایلات، عشایر و طوایف ساکن در کرمانشاه در دوران پس از اسلام

قبلا باید یادآور گردد که وقتی سخن از ایلات و عشایر بوده، ساکنان شهرها که عمدتا فاقد بستگی و رابطه ایلی-عشیره ای و مناسبات اجتماعی مربوطه بوده اند، شامل نمیگردند. این مردمان عمدتا عناصر مهاجر بوده و شامل اعراب، یهودی ها، ترک ها و حتی فارس های مهاجر هستند. به احتمال زیاد آن بخش از افراد ایلات بومی هم که ساکن شهرها می شده، ارتباط منسجم ایلی خود را از دست داده و بعضا حتی گویش متفاوتی یافته و در شهری بمانند کرمانشاه، به جای کردی، فارسی کرمانشاهی تکلم مینموده اند.(بحث شهرهای استان کرمانشاه در دوران پس از اسلام، در مقاله ای مستقل، منتشر خواهد شد)

در یک ارزیابی کلی، مهمترین ایلات دوران پس از اسلام که در استان کرمانشاه امروزی ساکن بوده(و بخصوص تا به امروز نیز بطور کامل و یا نسبی، تداوم حیات یافته) را باید به ترتیب؛ ایلات گوران، کلهر، زنگنه، جاف، لک و هورامی دانست که البته از دوره صفویه به این سو، ایل سنجابی نیز به عداد این ایلات اضافه شده است.

دیگر ایلات مهم سده های اخیر استان کرمانشاه را (علاوه بر موراد پیش گفته) باید بدین شرح ذکر کرد: قلخانی، باباجانی، زوله، کرندی، بالاوند، ترکاشوند، جمهور، پایروند، عثمانوند و … می باشد

مسعود كيهان مولف كتاب جغرافياي مفصل ايران که از معروفترین محققین معاصر در باب جغرافیای تاریخی و خصوصا مرجع ایلات و عشایر کشور در اواخر قاجار و عصر پهلوی است، ايلات ساكن در استان كرمانشاه را به طور كلي، لك وگوران خوانده است. اين مؤلف ايل زنگنه را به اشتباه ساكن«طلان دشت» در استان ايلام دانسته است. وی اما در ذکر طوايف اطراف كرمانشاه می نویسد: «نامي وند» ساكن ماهيدشت، «سنجابي» در مغرب كرمانشاه، «پايروند» دركنار كوه شمال شرقي كرمانشاه، بخشي از «گوران» در غرب كرمانشاه، ‌بخشي از«كلهر» درماهيدشت، و «دلفان» در جنوب شرقي كرمانشاه که باید توجه داشت آنچه كه آقاي كيهان اشاره نموده، بخشي از طوايف استان كرمانشاه بوده (که بماند ناقص بوده و در يكي دو مورد نيز داراي اشكال است) و مشکل خاص در بررسی تاریخ کرمانشاه، یکسان بودن نام استان و شهرستان کرمانشاه است که محقق می باید توجه داشته باشد که این دو با هم همسان فرض نگردند و ازجمله در نوشته فوق، آقای کیهان تنها ایلات اطراف شهر کرمانشاه را ذکر میکند و نه ایلات استان کرمانشاه.

در حقيقت ايلات اصلي ساكن در كرمانشاه و نواحي اطراف كه داراي قدمت تاريخي نيز به شمار مي روند(چنانکه در بالا اشاره شد)، ايل زنگنه، ايل كلهر، ايل گوران، ایل لک، ایل جاف و ایل قلخانی(و بعدها ایل سنجابی) مي باشد که در ادامه به برخی از آنها اشاره می گردد اما بررسی مشروح ایلات بزرگ کرمانشاه به محملی دیگر موکول خواهد گردید.

ايل زنگنه يكي از ايلات بزرگ و كهن غرب بوده كه در ادوار مختلف تاريخي، از ميان افراد اين ايل‌ شخصيت هاي برجسته اي ظهور كرده اند. زنگنه داراي دو شاخة اصلي بوده كه يكي دركرمانشاه و ديگري در كركوك و كفري عراق اقامت داشته است .

ايل كلهر در جنوب و جنوب غربي كرمانشاه سكونت داشته و همچون ايل زنگنه، تيره هاي زيادي را شامل مي شده است . بابا مردوخ دربارة ريشة اين ايل مي نويسد: «قبيله (كلهر) هم كو خود را از نسل(گودرز) ميدانند.» ایل کلهر موفق گردیده که بخشی از عناصر فرهنگی ایران زمین را حفظ نماید و گویش کردی این ایل به جهت حفظ بیشترین اصالت، بعنوان گویش عمده کردزبانان کرمانشاهی، ایلامی و عراقی و … شناخته می شود. به بیان دیگر، گویش کردی عموم کردهای شیعه مذهب ایران و عراق را کلهری می نامند.

زنان ایل کلهر

تصویری از زنان ایل کلهر در دهه های گذشته

اما ايل سنجابي در همسايگي ايل كلهر و گوران و قلخانی سكونت داشته و چنانکه اشاره شد، این ایل تقریبا در ابتدای عصر صفویه و با ترکیب مهاجران دیگر مناطق و بخصوص شیرازی های ساکن استان و جداشگان سایر ایلات، تعدادی از کولی ها و بخصوص بخش هایی از ایلات گوران و قلخانی، ایجاد گردید. مهاجرین شیرازی بعنوان خوانین اصلی این ایل شناخته می شوند.

ايل گوران با پيشينه اي بسيار قديمي درنواحي غربي كرمانشاه ساكن مي باشد. برخي معتقدند كه در اصل نام آن «گبران» بوده است . دركتاب «فرمانروايان گمنام» دربارة اين ايل نوشته شده است كه «برخي واژة‌ گوران را وجه ديگري از گبران (=مجوسان/ زرتشتيان/ ايزديان= يزيديان؟» دانسته اند. درمنابع كهن، و در رويدادهاي پايان سدة‌4 هجري نام ايشان رفته است. اما بدبختانه هيچ ذكري  از اميران گوراني،‌جز يكي (و آنهم «ابوفرج» بابوني) و يا قلمرو نهايي و نفوذ گسترة فرمانروايي احتمالي آنان به ميان نيامده است .

اما درخصوص ایلات و عشایر سده های اولیه پس از اسلام که عمدتا نیز امروزه نامی از آنها وجود ندارد، جغرافي نويسان و سياحان اسلامي،‌ نام بسياري از طوايف را در حدود كرمانشاه ذكر كرده اند كه شوربختانه محل سكونت دقيق آنها مشخص نشده است.

مسعودي از «لريه»(که احتمالا همان طایفه لر است)،‌ «جورقان»(گوران) و «جاوانيه»(گاوانیه) نام برده است. ابن اثير و ديگران نام «شادنجان»،‌ «ماجوردان» و «عيشانيه» را به اسامي سابق اضافه كرده اند. از ايلات كنوني، به غير از ايل گوران و لک،‌ نام زنگنه و كلهر نيز در تواريخ ذكر شده و در یکی از اخبار جالب توجه مربوط به قرون اولية‌اسلامي،‌ گویا ايل زنگنه بر ايل كلهر استيلاء‌ یافته است، هر چند محل سكونت آنها در نزديكي همدان گفته شده است

كتاب «مجمل التواريخ» از طوايف كرد«گورانان» ،‌ «برزيكان» و «‌پولادوندان» درحوزة بني حسنويه نام برده است که طایفه برزیکان همان طایفه بنی حسنویه است که موفق گردیدند حکومت محلی معتبری را در سده های سوم و چهارم هجری بنا بگذارند. حکومت بنوحسنویه در زمان بدربن حسنویه از حدود همدان تا حدود دجله و خوزستان را در قلمرو خود داشت.

توسط برخي از مورخان و جغرافي نويسان از طايفة «‌شوهجان» یا شاهجان؛ شاهجهان و (احتمالا شاذنجان که برخی جغرافی نویسان و مورخین نام برده اند) درحدود ماه كوفه و ماه بصره نام برده شده است.این طایفه به احتمال زیاد همان طایفه ای است که بنی عناز از میان آن برخواستند. بنی عناز دیگر طایفه کرد کرمانشاهی است که پس از بنی حسنویه و در اواخر حیات سلسلسه آنها، موفق به تشکیل حکومت محلی دیگری در استان کرمانشاه و مناطق اطراف شدند.

برخی تیره ها و ایلات کرد نیز بوده که بعضا در منابع مورد اشاره قرار گرفته اما اطلاعات ما از آنها اندک است. مثلا ابن رسته  در معرفي « قرية أخرين» از تيره اي از كردها بدون ذكر نام،‌ ياد كرده است که به احتمال زیاد، تیره ای مستقل بوده و متأسفانه اطلاعی از ایشان نداریم.

یکی از نکات مهم در بحث ایلات و عشایر کرمانشاهان، مهاجرت های این ایلات بوده که بعضا به دلخواه و گاها به اجبار انجام گرفته است. تقریبا از عصر صفویه و حکومت شاه عباس، روند مهاجرت ایلات کرد که خصوصا ناسازگار بودند، به شمال خراسان آغاز گردید که بسیاری از ایلات و عشایر کرد، در شمار این مهاجرت ها، از استان خارج شدند. مهاجرت کردها به خراسان حداقل در سه مقطع بصورت گسترده صورت گرفت که اولی در عصر شاه عباس، مهاجرت دوم در عصر نادرشاه (که عمدتا اختیاری و به همراه سپاهیان بود) و مهاجرت سوم در عصر قاجار و بخصوص ناصرالدین شاه، صورت گرفت.

نکته قابل توجه، بازگشت اصالت ایل زندیه و کریم خان زند به استان کرمانشاه است. این ایل به استناد منابع معتبر تاریخی، درحوالی هرسم و منطقه دیزگران امروزی در شرق شهرستان اسلام آباد غرب ساکن بودند که در ابتدای عصر نادر شاه، به سمت نهاوند و بالاخره ملایر، کوچ داده شدند و در اواخر نادرشاه، مجبور به مهاجرت به سمت خراسان شدند که البته قبل از استقرار در مقصد، نادرشاه وفات یافته و ایشان نیز بازگشتند. جالب اینجاست که امروزه کمتر کسی از اصالت کرمانشاهی قوم زنگنه تبار زندیه خبر دارد.

درپایان یادآور می گردد که تقریبا از اوان دوران قاجار تابه امروز، ترکیب ایلات اصلی ساکن در استان کرمانشاه باقی بوده و بجز اضمحلال نسبی ایل گوران، تغییر عمده ای نداشته است. ضمن آنکه از دوره رضاخان پهلوی و با اجرای سیاست اسکان عشایر، تقریبا ایلات و عشایر استان زوال تدریجی یا تسریعی یافته و امروز تنها یادی از عموم آنها باقی است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *